دستگاه|زندگی|گوشه

IMG_7405.jpg

گاهی با شنیدن چهار تا کلمه فقط می خوام فقط بشینم ببینم و بنویسم. میگه از این دستگاه به این دستگاه و از این گوشه به اون گوشه میره. چرا؟ چون " قشنگی موسیقی ایرانی به همینه "

از این دستگاه به اون دستگاه رفتن و سر زدن به گوشه های مختلف. حس تشویش داره اما قشنگه. مثل همین کوچ من که خونم نیست اما جالبه. سخته اما زیباست. می سازتت انگار. نمی تونم امروز خیلی بنویسم. فقط صبح که رفتم صبحانه بخورم همه چی متفاوت بود. این عکس رو گرفتم. پاییز اینجا واقعی تر از خونمه. اون جا روبه روی دریاچه همیشه درختامون سبزند. اینجا قرمز شدند. شاید آب ندارند. شاید. وای باید برم.. وقت ندارم.