The Dicot

fullsizeoutput_14e2.jpeg

پارسال فکر می کردم این درخت یه زنه. هورست رو می گم. فکر می کردم یه نفره. فک می کردم یه زنه که خودش می تونه سبز باشه. یعنی ممکنه بتونه خودش سبز باشه. اما مگه میشه؟ اصلا سبز رنگ زن نیست که. نمی دونم چه رنگیه اما سبز رنگ یه جاست. یه مکانه. یه جایی که امنه و کارش پروریدنه. الان روبه روم وایستاده دارم نگاش می کنم خوب. یه نمه باد داره میاد. شاخه هاش فنر طور بالا پایین میرن. بیشتر که اینجا نشستم و به وجناتش خیره شدم دیدم که جنسش نه نره نه ماده. رنگ سبزش رنگ زندگیه. یه لونه ست. برای پرنده ها و پروانه ها. واسه پرنده ها و پروانه های سبک که وقتی میشینن روی شاخه های بلندش بالا پایین میرن و کلی کیف می کنند از تاب بازیشون روی این درخت. این همه راه رو پرواز می کنند خوب باید یه جا بشینن خوب تاب بازی کنن. شایدم میان لم میدن رو این شاخه ها. از این شاخه به اون شاخه. از این شاخه به اون شاخه. مدااام.  فقط می بینم کلی کیف می کنن. انگار روی فنرند. بالا پایین. بالا پایین. هاها. 

فعلا یه دولپه ی زرده. هورست.